عبد الحسين نوايى
262
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
اسكندر ذو القرنين ، خادم الحرمين الشريفين ، سمى احمد مختار « 1 » ، لازالت ايام سلطنته و ادام الله ظلال عظمته ما بقى الليل و النهار ، به تنبيه مخاذيل افغان كه نسبت به اين دولت خداداد در مقام تمرد و استبداد درآمدهاند و تعيين سرعسكران ذىشان ، با سپاه بيكران به صوب اصفهان و ترقب ظهور شرايط موافقت از جانب بندگان اين آستان خلافت نشان به گماشتگان آن طرف قرين الشرف و تاكيد اساس وفاق و تشييد بنيان ميثاق و تجديد و مواثيق عهود و سنور و تجديد بعض مراتب و امور از فرط خيرخواهى و محض حقانيت و آگاهى انفاذ عتبهء عليهء شاهى و كشيدهء سدهء سنيهء ظل اللهى ساخته بودند ، در هنگامى كه ساحت خراسان مطلع ماهچهء لواى نصرت انتماى سلطانى و مقر كوكبهء موكب ظفر كوكب خاقانى بود ، منظور نظر اكسير اثر اقدس و ملحوظ عين عنايت پرور مقدس نواب كامياب ، مالك رقاب اشرف اقدس ارفع - كه جان ما غلامان فداى نام ناميش « 2 » باد - گرديده مساعى شايان و يكجهتيهاى آن آصف سليمان و ارسطوى سكندر احترام در پيشگاه خاطر مهر مظاهر اشرف درجهء ترحيب و احتشام يافت و انوار كمال حقشناسى و حق گزينى از سفيدهء صبح صادق عنوان نوشتهء صداقت سرشته بر ساحت وضوح تافت . الحق هر سطرى از آن پويندگان شاهراه محبت را جادهاى بود به سرمنزل مقصود موصل و هر نقطهاش مركز دايرهء نظام جهان بر وجه كامل . هر چند كه بعد از وصول اخلاص نامچهء و الا ، به پايهء سرير معلى ، نواب اشرف اعلى خود به سعادت و فيروزى عازم حركت بودند ، اما از آنجا كه از انتظام مقدمات خراسان و هرات هنوز فراغى حاصل نشده بود و بدون اتمام و انجام مهام آن صوب ، عطف عنان راى رزين به سمت ديگر فرمودن منافى عزم خسروان بود و آن والاشان ، به راهبرى ارشاد جاه و جلال ، حركت عساكر نصرت اشتمال را موقوف به اعلام مجدد فرموده بودند ، لهذا بندهء اين درگاه آسمان جاه را به نيابت سلطنت روز افزون
--> ( 1 ) - منظور سلطان احمد ثالث است . ( 2 ) - با وجود ذكر اين همه عناوين و القاب و اظهار خدمتگزارى خود نسبت به شاه طهماسب ثانى ، نادر اندكى بعد با وى به مخالفت برخاست و او را از سلطنت بر كنار كرد .